جزوه شماره 2:

16-گوشه ای از تحركات مرزي نيروهاي عراق در غرب و جنوب غربي كشور تا قبل از 31/6/1359:
الف-جا بجايي و استقرار يگا ن هاي زرهي در نوار مرزي ( انتقال يگان هاي عمده از مرز اردن به نوار مرزي كشور ايران در طي سال 1358)؛
ب-تقويت پاسگاههاي مرزي؛
ج-حفر سنگر و كانال به منظور ايجاد مواضع در نوار مرزي با ايران؛
د-افزايش فعاليتهاي مهندسي و احداث جاده‌هاي مرزي؛
هـ-تحركات وجابجايي نيروهاي مكانيزه و سوار زرهي و تقويت نيرو در برخي مناطق مرزي؛
و-استقرار يگان هاي توپخانه در نزديكي مرزهاي ايران واقدام به ثبت تير؛
ز-انجام شناسايي هوايي و عكس برداري هوايي از مرزها؛
ح-تجاوزات هوايي، تيراندازي‌هاي سبك و سنگين به داخل خاك جمهوري اسلامي ايران و اعزام گروههاي گشتي به كمك گروه هاي ضد انقلاب به عمق مرز زميني ايران و همچنين پشتيباني گروهاي خرابكار در مناطق غرب (كرمانشاه و ايلام)وجنوب غرب (خوزستان) و انفجار لوله هاي نفتي؛
ط-تقويت وافزايش توان رزمي وسازمان رزمي ارتش بعث ازجمله اقدامات رژيم بعث عراق براي حمله به جمهوري اسلامي ايران بوده است .
17-تقويت ارتش صدام در مقابل تضعيف ارتش ايران:
الف-ارتش عراق:
(1)چنانچه دولت عراق در مدت بسيار كوتاهي براي حفظ منافع استكبار جهاني قرار دادهاي نظامي متعددي با كشورهاي شوروي ،فرانسه، المان، ايتاليا، انگليس ، چين و…..منعقد كرد.
(2) ارتش خود را به سلاحهاي جديد و پيشرفته مجهز نمود و در پي آن، سازمان رزمي ارتش عراق به طور گسترده تغيير وتحول پيدا نمود.درهمين راستا آموزش وارتقاءكيفيت وكميت نيروي هاي كادر نظامي و افزايش نيــرو را در دستور كار خود قرار داد، به طوري كه تعـداد نفرات زميني ارتش عراق از175هزار نفر به حدود220 هزار نفر رسيد.
(3)افزايش مدت خدمت سربازي از3 به 5سال و صدور احضار 20 پايه احتياط (از1975-1955) و مدت 10 روز فرصت داد تا به محل هاي اعلام شده خود را معرفي كنند.
ب- ارتش ايران:
(1)در مقابل در داخل ايران هر روز فشار بر روي ارتش براي پاكسازي و تصفيه فرماندهان، لغو قراردادهاي نظامي، واگذاري تجهيزات ارتش، فروش هواپيما اف 14 و موشك هاي زمين به هوا و هوا به هوا ،جلوگيري از آموزش نيروها، كاهش گسترده پذيرش مشمولين و تعطيلي مراكز آموزشي،كاهش مدت سربازي از 2سال به يك سال، مجاز دانستن انتقال پرسنل كادر ارتش به ديگر سازمانهاي دولتي از جمله اموزش و پرورزش مشاهده مي شد.در همين زمان و با توجه به موارد فوق الذكر، ارتش بر مبناي وظيفه ذاتي خود مرتب وضعيت مناطق را به مسئولين كشوري منعكس مي نمود، كه به جاي تقدير از فعاليت آن ها، برخي از مسئولين اعتقاد داشتند، ارتش براي تثبيت موقعيت خود همه چيزرابزرگ تراز واقعيت جلوه مي دهد و دربعضي موارد نيز مي گفتندكشورعراق به ايران حمله نمي كندو اين تفكر بي مورد است. بعضاً حتي نقش عراق در بحرانهاي ايجاد شده در خوزستان ،كردستان، بيرون راندن ايرانيان مقيم عراق، تهديدات صدام حسين در مورد جزاير سه گانه و حاكميت عراق بر اروندرود را ناديده مي گرفتند.
(2)همان طور که از آمار ها نمايان است، درسال 1358ارتش عراق در حال برآورد وضعيت از مناطق مرزی ايران بوده ومعابر نفوذی را يکی پس ديگری شناسایی نموده ودرشش ماه اول سال 1359 برحجم فعاليت خود در مناطق مرزی بيش از 12برابر افزايش داده وهمزمان فعاليت گشتی ها و عوامل نفوذی را افزايش داده ودر بعضی از مناطق همزمان توپخانه خود رابه جلو کشيده ونيروها هم در پشت مرزها مستقر گرديدند.اداره دوم ارتش (بخصوص نيروی زمينی ) وضعيت ارتش عراق را گزارش نموده وهشدار حمله ارتش عراق را هم بيان داشته ولی بعضی از مقامات اظهار نموده اند که عراق قصد حمله به ايران را ندارد و نگرانی بیمورد است.وارتش بر حسب وظيفه ذاتی خودبرابر قانون اساسي با توجه به قرائن و شواهد قبلي طرح ابوذر را درنيمه اول خردادماه سال1359صادر و نيروهاي سر زميني(لشكرهاي زرهي81و92زرهي ،باتيپ84پياده) در مرحله اول پاسگاه های مرزی را بنا بدستور تقویت نمودند و سپس بموقع در مرزها مستقر شدند، لشكرهاي64و28پياده با تقويت بيش از 50 گردان از ساير يكانهاي ارتش مشغول ارام سازي كردستان بودند.
(3)در مقابل توان رزمی ارتش ايران، توان رزمی ارتش عراق 10 برابر برآورد شده بود، ولی ارتش ايران با ايمان قوی ودلبستگی به مردم شريف ايران، امام (ره) وعلاقه بی حد در حراست از مرزها با همكاري نيروهاي ژاندارمري،شهرباني، نيروهاي مردمي،كميته ها و سپاه پاسداران توانست تا حدوی برتری نيروی انسانی و تجهيزاتی را جبران کند.
ج- نيروهاي مسلح عراق ،به منظور مقابله با انقلاب نوپاي جمهوري اسلامي ايران ،تحركات زميني ،هوايي ودريايي خود را در مرزهاي بين دو كشور آغاز نمود.به مرور زمان درگيريها از نقاطي از مرز و پاسگاه هاي مرزي فراتر رفت،نهايتاً در تاريخ 31/6/59 13با هجوم سراسري زميني ،هوايي ودريايي در اولين ساعات روز با يگانهاي عمده نيروهاي زميني دشمن به داخل سرزمين جمهوري اسلامي ايران وارد شدند.
د- با توجه به موارد بالا ودیگر مواردی که در اینجا مطرح نشده است ،می توان نتیجه گرفت که ارتش خارج از درگیری های سیاسی داخلی وپیگیری گروه ها و بعضی از شخصیت های سیاسی و مذهبی ونهادها که در حال زمینه چینی برای انحلال ارتش بودند وپاکسازیها ،دستگیریها واعدام ها، به وظیفه ذاتی خود برابر با اصل 143قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مقابل آشوبها در شهرهای نا آرام از جمله کردستان ،گنبد، خوزستان ،فارس،سیستان و بلوچستان،پاوه و نوسود(در ماه هاي تير و مردادماه مسائل پاوه و نوسود عملا درصدر اخبار بود.) و..از اوایل پیروزی انقلاب تا شروع جنگ با قاطعیت ایستادگی وپاسخ لازم را داده ودر مقابل تجاوزات مرزی عراق کاملاٌ هوشیار و با نیروهای باقی مانده (غیر از نیروهای مستقر در کردستان) پاسگاه های مرزی ژاندارمری را با نیروهای مردمی و سپاه پاسداران تقویت ودر مواقع بحرانی نيزمستقرگردیدند. وتنها از پشتیبانی و حمایت امام(ره)که با دور اندیشی عالی از یکپارچگی ارتش در مقابل هجمه ها و توطئه های منافقین،کمونیست ها وسایر نهادها و افراد مغرض بر خودار بودند .و حمایت رهبر انقلاب از ارتش ومقام معظم رهبری جبران کاستی های بوجود آمده را از لحاظ روانی کرد .
هـ- با جدي شدن تهديد سياسي و نظامي عراق كليه ي مقامات مسئول سياسي و نظامي كشور و همچنين ملت ايران به هيجان آمده و تصميم قاطع براي مقابله با جسارت دولت بعثي عراق گرفتند.امام خميني (ره) فرمودند: «با تمام قوا در مقابل عراق مي ايستيم»
بنا براین ارتش باتمام توان با هوشیاری کامل وکسب اطلاعات بروز آماده پاسخگویی به تجاوز احتمالی نیروهای عراقی بودند.و در خردادماه 1359 طرح کامل ابوذر را منتشر نمود،عملاًدر اوایل شهریور ماه ارتش درگیر یک جنگ تحمیلی و تمام عیار گردید و بار سنگین مقابله با ارتش تا دندان مسلح عراق را به دوش کشید.

18-“نقش ارتش در زمين گير نمودن ارتش عراق در ابتداي جنگ وروند اشکار شدن تحرکات کشور عراق برای نيل به مقاصد پليد خود” :
در شهريور 1359 برخوردهاي متعددي بين نيروهاي ايران و عراق در مناطق مرزي روي داد، ازجمله افزايش و تجاوز هوايي به نحو چشم گيري مشاهده گرديد وارتش عراق فعاليت جاده ‌سازي به پشت مرز هاي مشترك، جلو آوردن توپخان هاي با برد بيش از 3/2 به طرف ايران، به انجام اقدامات ثبت تيري با گلوله‌هاي دود‌انگيز وفسفر سفيد در طول مرز، همه و همه اينها حكايت از اين داشت كه بعثي هاي عراق در تدارك تعرض گسترده¬اي¬ مي¬باشند.
به دنبال اشغال ارتفاعات ميمك، نيروي زميني در حضور رياست جمهوري وقت دكتر ابوالحسن بني صدر، به لشكر 81 زرهي دستور داد كه گروه رزمي 217 تانك(-) مستقر در منطقه صالح آباد به محور سرني- ميمك حركت نمايد و پاسگاهاي اشغال شده را تصرف نموده و نيروهاي عراق را عقب براند.اما نيروهاي عراقي تا ساعات آخر روز، دشت ليك و دشت هلاله و دامنهاي جنوبي تنگ بينا وتنگ بيجار را اشغال كرده بودند. تلويزيون عراق خبر نفوذ نيروهاي عراقي در خاك ايران را تا عمق 5 كيلومتر و عرض 25 كيلومتر و اسير كردن 11نفر از نيروهاي ايراني را پخش كرده بود.
هيأت دولت پس از بازديد از مناطق در گيري در استان هاي كرمانشاه وايلام متوجه صحت گزارش ارتش وژاندارمري در مورد قرائن وشواهد حمله ارتش بعث عراق به خاك كشورمان شده و از نزديک موضوع را درک نمودند.
درتاريخ 22/6/1359 رئيس جمهور دكتر ابوالحسن بني صدر نخست وزير شهيد رجايي پس از بازديدهايي كه از مناطق عمليات غرب استانهاي كرمانشاه و ايلام را داشت، با مشاهده تجاوزات نيروهاي عراقي و توجه به گزارشات اداره دوم ستاد مشترك ارتش، ژاندارمري كل كشور وساير اطلاعات از طريق اركان دوم يگانهاي نيروي زميني وسپاه پاسداران واقف شد،که دولت عراق قصد حمله گسترده به خاك جمهوري اسلامي ايران را دارد . در اين روز فرمانده كل قوا دكتر ابوالحسن بني صدر بالا ترين درجه آماده باش را به يگانهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران اعلام نمود. لذا در اين روز به ارتش جمهوري اسلامي دستور داده شد، يگانهاي خود را در نوار مرزي برابر طرح عملياتي ابوذر مستقر نمايد و اين دستور با توجه به وضعيت ارتش و موقعيت مكاني يگانهاي عمل كننده بسيار دير شده بود. نيروها با توجه به پراكندگي در سراسر كشور و محدوديت جاده وامكانات ترابري ضعيف وهمچنين در گير جنگ پارتيزاني در كردستان و آذربايجان غربي و اينكه برابر طرح عملياتي ابوذر در منطقه گسترش يابند بسيار مشكل بود.اما ارتش با توجه به ماموريت ذاتي واحساس خطربرای کشور لشکرهای 92 ،81زرهی ، تيپ 37 زرهی ،تيپ 84 پياده،يگانهاي موجود هوابرد ،گروه های 11و22توپخانه ( نيروهای موجود در منطقه)كه خود را برابر با طرح ابوذر در مرزمستقر نموده بود. واز پشتيبانی نزديک هوایی پايگاه های هوایی همدان ،تبريز دزفول،اميديه ،بوشهر، شيراز ،اصفهان و تهران و همچنين از هوانيروز کرمانشاه ،اصفهان،مسجد سليمان وتهران برخوردار بودند.
در مقابل ارتش عراق، از زمان دولت موقت در سال 1358 شمسي در تهيه تدارك وگسترش نيرو در جوار مرز ايران بوده و در اين راستا يك يگان عمده از مرز اردن به مرز ايران انتقال داده بود
تاريخ 26/6/1359 از بحراني ترين روزهاي قبل از آغاز جنگ تحميلي بود. زيرا صدام حسين رئيس‌جمهور عراق در اين روز قرارداد رسمي مورد تأييد سازمان ملل متحد را طي نطقي در جلسه مجمع ملي عراق كه در حكم پارلمان آن كشور بود، الغاء قرارداد الجزاير که درسال1975 بين ايران و عراق و پروتكل‌هاي ضميمه آن را به بهانه نقض آن از طرف ايران اعلام داشت، بلا فاصله طارق حماد عبدالله،رئيس مجلس نمايندگان عراق در تلويزيون آن كشور ظاهر شد وتصميم شوراي انقلاب عراق مبني بر لغو قرارداد الجزاير را توسط مجلس نمايندگان اعلام كرد و پس از آن اقدام به انتشار اعلاميه به منظور برافراشتن پرچم عراق در بالاي دكل كليه كشتي هاي در حالت تردد در اروندرود نمود. لغو يك جانبه قرارداد الجزاير از سوي عراق، بر خوردهاي نظامي بين نيروهاي طرفين در منطقه اروندرود شدت گرفت. كه بعضي از تحليل گران اين روز را سر فصل آغاز جنگ غير رسمي عراق عليه ايران دانسته ولي بعضي از مورخين اين روز را روز اعلان جنگ رسمي عراق عليه ايران ذكر كرده اند
در تاريخ 30/6/59 محافل خبري جهان در تعبير و تفسيرهاي خود وقوع يك جنگ تمام عيار قريب‌الوقوع بين كشور ايران و كشور عراق، درآينده نزديك را قطعي مي‌دانستند.
به فرمان فرمانده كل قوا، دكتر ابوالحسن بني صدر احضار پرسنل وظيفه خدمت منقضي سال 1356 طي اطلاعيه شماره 7 ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران به اطلاع ملت ايران رسيد، در اين راستا اطلاعيه احضار افراد خدمت منقضي وهمچنين دستور اجراي طرح پدافندي ابوذر از طرف مسئولين بسيار دير بود، زيرا ارتش از مدت ها قبل اين هشدارها را داده بود،به جای اينکه به اين هشدارها توجه شود بيشتر تلاش های در تسويه ارتش متمرکز شده بود. اما ارتش سر افرازبا آن همه نا ملايمات و فشارها،اززير بار مسئوليت شانه خالی نکرد وحتی بيش از حد انتظار از خود شايستگی ورشادت نشان داد.شدت درگيري ها در نوار مرزي مناطق شمال غرب سرپل ذهاب، ازگله تا جنوب مهران به قدري شديد بود كه دراين روز بعضي پاسگاهاي مرزي طرفين به كلي تخريب شده بود،ودرچنين وضعي در منطقه غرب و جنوب ، نيروهاي عراقي كاملا خود را به خط مرزي رسانده بودند . بيشتر پايگاه ها و پاسگاه های مرزی در غرب و جنوب غربی از جمله يگانهای ارتش که در فکه مستقر بودند زير اتش شديد توپخانه دشمن قرار گرفتند،ودر همين زمان توپخانه ارتش پاسگاه های مرزی عراق را زير آتش خود قرار داد منجمله پاسگاه صدام منهدم شد.
ارتش عراق در ساعت 1230 31 /06/1359 با وارد عمل كردن 192 فروند جنگنده، 12 لشكر مجهز پياده و زرهي و 30 تيپ مستقل و بيش از 30 تيپ مرزي خود، در استانهاي كرمانشاه، ايلام و خوزستان جبهه‌اي به طول 1200 كيلومتر را گشود،سپهبد عدنان خيرالله وزير دفاع عراق (برادر زن صدام) به صدام پيام مي دهد، سرورم جوانان 20 دقيقه قبل به پرواز در آمدند صدام در حال هواي جنگ 6 روز اعراب واسرائيل بود در جواب ميگويد تا نيم ساعت ديگر كمر ايران خواهد شكست و اين تصور 6 روز جنگ به 8 سال جنگ خونين انجاميد واين در حالي بود تنها لشكر81 زرهي(-) و لشكر92 زرهي ، تيپ84 پياده خرم‌آباد وتيپ 37زرهی را در مقابل خود داشت كه استعداد كل اين يگانها كمتر از 50% بود، نيروي زميني ارتش ايران با همين عناصر موجود آنچنان مقاومت دليرانه‌اي در مقابل ارتش تا دندان مسلح عراق با پشتيباني نيروي هوايي رابه نمايش گذاشت كه دشمن را مات و مبهوت مقاومت و پايداري خود كرد. نيروهاي ايران با به اجرا درآوردن عمليات تأخيري توانستند در موقعيت مناسب پدافندي، ارتش متجاوز عراق را از ادامه پيشروي بيشتر بسوي اهداف از پيش تعيين شده باز دارند و به جز در محدوده خرمشهر و سوسنگرد، در ساير مناطق ناگزير به اتخاذ پدافند اجباري گرديد و زمين‌گير شد. در واقع ماشين جنگی عراق زمين گيرشد.
نيروهای مستقر در نوار مرز در امتداد اروند رود ،مواضع دشمن وشهربصره را زير اتش قرار دادند و در اثر آتش توپخانه نيروهای خودی تاسيسات نفتی واقع در واسيله عراق بکلی منهدم گرديد.ودر اين تاريخ يگانهای نيروی زمينی ،ژاندارمری وسپاه پاسداران در سرتاسر مرز عراق در گير بودند.ساده انديشی است اگر باور داشته باشيم که توقف نيروهای عراقی ناشی از وصول به اهداف خود و برابر طرح ريزی قبلی بوده است زيرا يک تجزيه وتحليل کارشناسی نظامی نشان می دهدکه عراق به جز تصرف ناتمام خرمشهر،به هيچ يک از اهداف تاکتيکی خود دست نيافت. و قاعدتا”می بايستی پيشروی خودرا بويژه در شمال خوزستان و شرق رودخانه کرخه ادامه می داد تا خوزستان را از خاك ايران جدا كند، ولی دراثر شدت پايداری نيروهای ما،ناچارا”در ميان بيابانهای وسيع خوزستان و مناطق کوهستانی ايلام و کرمانشاهان زمين گير و سنگر نشين گرديد و رويای شيرين صدام حسين را برای ابراز قدرت در منطقه به کابوس هولناکی تبديل کرد که رژيم بعثی از آن خلاصی نتوانست يافت.

19- باشعله ور شدن جنگ تحميلی،ارتش ايران ،برای برقراری کنترل ، اداره ، هدايت جنگ تا سرکوب متجاوز و پيروزی نهایی استراتژی ،عملياتی خود را که شامل 3مرحله کلی بود انتخاب و اقدام به اجرای آن کرد:
مرحله يکم: متوقف کردن هرچه سريعتر پيشروی دشمن در همه محورها با استفاده از موانع طبيعي:
که اين مرحله حدود 7تا10روز اوليه جنگ پايان يافت.ودشمن را وادار به اتخاذ حالت پدافندی کرد.وبر همين اساس درپايان ششمين روز جنگ صدام حسين با اظهار اينکه ارتش عراق به اهداف نظامی خود دست يافته است،آمادگی آن کشور را برای ترک مخاصمه ،مشروط به پذيرش شرايط عراق از سوی ايران اعلام کرد.

به این مطلب امتیاز دهید
اشنايي با دفاع مقدس (جزوه شماره 2)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *